مرتضى مطهرى

181

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ما به الامتياز باشد . اين حرفى بود كه شيخ اشراق آمد و گفت ، ولى او تصريح مىكرد پس اين كه مشّائين تشكيك در ماهيت را قائل نيستند درست نيست ، تشكيك در ماهيت صحيح است . حرف شيخ اشراق بعدها با يك اصلاح مورد قبول واقع شد و آن اينكه ما در بين تمايزها نوعى از تمايز داريم كه به نقص و كمال است ، ولى بر خلاف آنچه كه شيخ اشراق قبول كرده است كه تمايز به نقص و كمال در خود همين ماهيات است ، اين نوع تمايز در ماهيات محال است . ماهيات تشكيك پذير نيست . آن چيزى كه نقص و كمال مىپذيرد حقيقت وجود است . پس آن سه تمايز همه مال ماهيات است و اين يك تمايز از مختصات وجود است . پس وقتى شيخ اشراق خودش تصريح مىكند كه اين نوع تمايز در ماهيت جايز است - و لذا مىگويد عليرغم آنچه كه مشّائين گفته‌اند من تشكيك در ماهيت را قائل هستم - ما ديگر نمىتوانيم حرف او را توجيه و تأويل كنيم كه پس همين حرفى كه فلاسفهء اصالت وجودى و احيانا عرفا در باب حقيقت وجود گفته‌اند با حرف شيخ اشراق منطبق مىشود و حرف شيخ اشراق هم كه ريشه‌اى در ايران باستان دارد ، پس : « الفهلويّون الوجود عندهم - حقيقة ذات تشكّك تعمّ » ؛ نه ، اين درست نيست . البته حاجى از كسانى است كه به اصطلاح خيلى مصلح است و ما در دو سه بيت بعد هم به نمونه‌اى از اين ويژگى حاجى مىرسيم . يعنى چه « مصلح است » ؟ يعنى به هر حرفى مىرسد كوشش مىكند كه هر جور شده است يك توجيه و محمل صحيح براى آن درست كند و لو اينكه اين توجيه بر خلاف نصّ گفتهء آن شخص باشد . اين خودش يك سبكى است ، يك روشى است . بعضى بر عكس ، اگر كسى حرف درستى هم گفته باشد سعى مىكنند توجيه باطلى براى آن درست كنند تا بتوانند بر آن ايراد بگيرند . بعضى هم روششان اين است كه به يك حرف غلطى هم كه مىرسند به زور هم كه شده است مىخواهند يك محمل صحيحى برايش درست كنند ، و اين سبك حاجى است . نمىخواهم بگويم حاجى چنين مطلبى را درك نكرده و اشتباه كرده است ، بلكه سبك حاجى اينچنين است و اينها نوعى چشم پوشى است كه حاجى بالخصوص از اين چشم پوشىها زياد دارد . ملاصدرا هم گاهى از اين چشم پوشىها دارد ولى نه به شدت حاجى . ملاصدرا هم خيلى كوشش دارد